الشيخ الأميني ( مترجم : جمعي از مترجمين )

251

الغدير ( فارسي )

با اينكه ديگرى آمده و صحت حديث را تأييد و حسن بودن آن را مدلَّل ميداند و اتفاق جمهور اهل سنت را بر آن نقل مىكند و ميگويد : چه بسا حديث صحيح هست كه در عين حال - دو استاد نامبرده آن را روايت نكرده‌اند چنان كه در ص 231 گذشت . و ما ميگوئيم : اين مطلب ( عدم روايت مسلم و بخارى بسيارى از احاديث صحيحه را ) تا حدّى است كه حاكم نيشابورى كتاب بزرگى كه از حيث حجم كمتر از صحيح مسلم و صحيح بخارى نيست در تدارك و جبران احاديث كه آن دو در صحيح خود روايت نكرده‌اند تاليف نموده و با ذهبى در آنچه كه در « الملخّص » روايت كرده هم دست شده و در شرح حال علماء كتب ديگرى نيز خواهيد يافت كه در تدارك و جبران احاديث صحيحى كه در صحيح مسلم و بخارى ثبت نگشته تأليف شده است . و همين حاكم نيشابورى است كه در جلد 1 ( مستدرك ) صفحهء 3 گويد : بخارى و مسلم - هيچ يك چنين عنوانى ننموده‌اند كه : حديث صحيح منحصرا احاديثى است كه آن دو مورد بررسى و روايت قرار داده‌اند ، و گروهى از بدعت گذاران در همين عصر حاضر ، بظهور پيوسته‌اند كه راويان آثار را مورد شماتت قرار داده‌اند باينكه آنچه از حديث در نزد شما صحيح تلقى شده تمام آن بده هزار حديث نميرسد و اين همه اسنادهائى كه جمع آورى شده و مشتمل بر يكهزار جزء ( مجلَّد ) يا كمتر يا بيشتر گرديده همه آنها غير صحيح و ناپذيرفتنى است ! و گروهى از برجستگان اهل علم در اين شهر و غير آن از من ( گفتار حاكم نيشابورى است ) خواستار شدند كه كتابى تأليف نمايم مشتمل بر احاديثى كه روايت شده است باسنادهائيكه محمّد بن اسماعيل ( بخارى ) و مسلم بن حجّاج بامثال آنها استدلال و احتجاج مينمايند ، زيرا راهى براى اخراج كردن احاديثى كه معلول نيست وجود ندارد ، و خود آن دو ( رحمهما اللَّه ) اين ادعا را شخصا هم ننموده‌اند ، و جماعتى از علماء عصر آنها ( بخارى و مسلم ) و اعصار بعد از آنها احاديثى را بدست آورده و